نیکاننیکان، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نیکان همه زندگی من

بدون عنوان

شمارش معکوس تا دومین سالروز تولد شاهزاده زندگی ما. 23 ماه و چند روز است که پرنده خوش آوازی نغمه سرای زندگی ما شده است. 23 ماه و چند روز است زانو زده ام مقابل این همه عظمت معبودم. 23 ماه و چند روز است که روی فرهاد و مجنون را سفید کرده ام. 23 ماه و چند روز است که زندگیمان بوی روغن بچه شیر و سرلاک میدهد بوی عشق. چگونه سپاسگزارت باشم خالق بی همتا که تازه فهمیدم اینها همه معجزه ای بوده و بس. خدایا شکرت.... ...
19 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

مادر.. . به دنیا آمدم تنها با ترس و گریان که در آن لحظه تو مرا در آغوش گرفتی...تنهایی ترس و غصه همه برایم در آغوشت بی معنی شد. در ناتوانی و ضعف تمام بودم که به من جان دادی و عصاره وجودت را به من اهدا کردی... به هر بهانه میگفتی عاشقم هستی ولی من اینقدر در گیر برگ شدنم بودم که یادم رفت محبتت را پاسخ دهم و اما تو بی دریغ به من عشق ورزیدی.... من رشد کردم و بزرگ شدم به حدی که خودم مادر شدم و جای تو گرفتم امانه... تو یکی بودی و هستی تو مادر من هستی و بی نظیری.... روزت مبارک ای فرشته مهربان که تنها در این روز یادم می افتد چقدر عاشقتم و بودنت چقدر به زندگیم ارزش می دهد.... ...
12 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

فردا روز مادره سومین روز مادریه که تو بهترینم را در کنارم دارم.اولین روز مادر تو تنها 3 روزت بود پارسال پسرم نازنینم 11 ماه و بیست و سه روزش بود و امسال تو بهترینم داری دو ساله میشی. خدایا شکرت خدایا ممنمونم که مادرم خوشبختم خوشبخترین ادم دنیا چون تو رو دارم عزیزم بهترینم .... چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست میدونم که تو قلبت به جز من جای هیشکی نیست چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی تو با لبخند شیرینت بهم عشق و نشون دادی توی رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی ا...
10 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

دومین قرار نیکانی با نینی ها و خاله های نینی سایتی جمعه ششم اردیبهشت ماه هتل هما. پارسال همین اردیبهشت ماه بود که خاله مرجان و پارسا با خاله منصوره از تهران اومدن و با خاله ندا و یاسی جون رفتیم باغ ارم.این بار خاله هدی با عسل ناز نازی از تهران اومدن و جمعه  قرار گذاشتیم به اتفاق خاله ندا و یاسی گل. پسرم قربونش برم حسابی اجتماعی و بلبل زبونه و به راحتی با بچه ها ارتباط بر قرار کرد.عسلی یه کم رو مود نبود و کلا تحویل نگرفت ولی با یاسی جور شدین بازی کردین و هتل رو بهم ریخین کلی هم آب بازی کردین.خدا رو شکر خاله هدی زحمت کشیده بود و براتون هدیه بلوز و شورت گرفته بود.کل لباساتون خیس شده بود و هدیه های هدی جون کلی به کارمون اومد دستش در...
9 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

از پوشک گرفتن آقا نیکان که مرد شده. من و نیکانی از تاریخ شنبه 24/1/92 تمرین دستشویی رفتن رو شروع کردیم. الان یه هفته گذشته و خدا رو شکر پسرم گلم خیلی خوب پسشرفت کرده تقریبا روزا دیگه پوشک نمیشه فقط زمانیکه از خونه بیرون میریم و شبا موقع خواب .خیلی خوشحالم.امیدوارم بتونم تا سالگرد دومین تولدت  کامل از پوشک بگیرمت و یه تولد حسابی بدون پوشک برگزار کنیم عزیز دلم. ...
31 فروردين 1392

بدون عنوان

جمعه 29/1/92 پارک آزادی.   آقا نیکانی خیلی پارک دوست داره البته بیشتر از اینکه بازی رو دوست داشته باشی نینی هارو دوست دای وقتی میریم پارک به شدت جذب بچه ها میشی و دوست داری باهاشون ارتباط برقرا کنی.جیگرت برم پسر اجتماعی من.الاکلنگ رو هم خیلی دوست داری و البته بهش می گی الان کلنگ . این بلوز و شورت خمشل هم که تنته خاله نانا از مشهد برات سوغاتی آورده.خاله نانا هفته پیش رفتن مشهد و کلی خوش به حال پسر ما شد. نیکانی سه تا بلوز و شورت خشکل با یه تفنگ سوغاتی خورد.نوش جونت گلم. ...
31 فروردين 1392

بدون عنوان

روز 28 اسفند مامانی آخرین روز کاریش رو گذروند و از سه شنبه 29 اسفند تا 13 فروردین نیکانی و مامانی با هم بودن.چقدر خوب بود صبح ها پسر نازمو از خواب بیدار می کردم بهش صبحونه می دادم بیرون می رفتیم.حسابی تو عید ددیی شدی همش می گفتی بییم دده . عاشقت هستم عزیز دلم با شیرین زبونی هات واقعا دل همه رو بردی.می یایی بغلم می کنی دست دور گردنم میندازی و میگی مامانی دوست دارم وای که چقدر عاشق این لحظه هستم. خلاصه که نوروز امسال هم گذشت.مامانی کلی دلش گرفته بود که مجبوره از عزیز دلش جدا بشه و بره سرکار .گاهی جدی جدی تصمیم می گیرم قید کار رو بزنم و بشینم تو خونه پیش پسمل گلم ولی هنوز موفق به این تصمیم نشدم.البته اگه کار میکنم هم تنها به خاطر آینده...
29 فروردين 1392

بدون عنوان

پنجشنبه 22 فروردین ماه تولد مامان جون ناهید.   پسر گلم حسابی مجلس گردونی میکنه.عاشق رقص و پایکوبی هستی.اون شب کلی رقصیدی خیلی از اهنگ ها رو بلدی و باهاشون میخونی .آهنگ ملودی آرش رو هم کامل یاد گرفتی.میخوندی و باهاش قر میدادی و حسابی دلبری میکردی عزیز دلم. ...
26 فروردين 1392

بدون عنوان

پسر گلم شدیدا به نقاشی و کتاب خوندن علاقمنده. همش میگی نقاشی نقاشی.کوچکتر که بودی به نقاشی میگفتی گل البته گل رو هم درست نمی تونستی بگی در اصل میگفتی گن .الان دیگه یاد گرفتی میگی نقاشی .مازیک خیلی دوست داری وقتی خاله پرپر میاد میدونی تو کیفش مازیک داره دیگه دست از سرش بر نمیداری .دیوارای خونه رو هم نقاشی کردی.امیدوارم این علاقه تو وجودت بمونه و همیشه به آموختن و یادگیری علاقه نشون  بدی. ه نشون ...
26 فروردين 1392

بدون عنوان

می نویسم از تو  می تویسم تا تن کاغذ من جا دارد با تو از روز ازل خواهم گفت. پسرم نوروز 92 . دومین بهار زنگی و دومین بهاری که بهار را به زندگی مامانی و بابا هادی هدیه دادی.   یکشنبه 5 فرودین ماه تخت جمشید رستوران لانه طاووس.   ...
26 فروردين 1392